خاطرات خنده دار - اس ام اس جار | اس ام اس عاشقانه و جوک جدید

اس ام اس عاشقانه,جوک جدید 2017,پیامک دلتنگی دوستت دارم زیبا,جک خنده دار بی ادبی خفن,جملات تیکه دار غمگین,عکس تولد 96,متن تنهایی سنگین

تبلیغ

به سایت اس ام اس جار خوش آمدید

سایت هر روز با اس ام اس ها و جوک های جدید بروز میشه

خاطرات خنده دار جدید و باحال ۹۴

خاطرات خنده دار جدید و باحال 94
خاطرات خنده دار جدید و باحال ۹۴
khaterate khandedar 94

تو خیابون از دختره میپرسم بی آر تی آزادی همین جاست؟
برگشته میگه خانوم من خودم نمیدونم اینجا چیکار میکنم
حالااااا همه با هم ا من یجیب

خاطرات خنده دار جدید و باحال ۹۴
khaterate khandedar 94

یه بار سوار تاکسی خط فرودگاه شدم گفتم
please take me to the airport
یارو گفت دفعه بعد خاستی خودتو خارجی جا بزنی قبلش به فارسی نگو خسته نباشی

خاطرات خنده دار جدید و باحال ۹۴
khaterate khandedar 94

خانوادم ﺍﻻﻥ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﺳﺎﻟﻪ ﺩﺍﺭﻥ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﺷﻨﺎﺳﻨﺎﻣﻪ ﺩﺍﺩﺍﺷﻢ ﻣﯿﮕﺮﺩﻥ
ﻧﻤﯿﺪﻭﻧﻦ ﻣﻦ ﺩﻭﺍﺯﺩﻩ ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺩﺍﺩﻣﺶ ﮐﻠﻮﭖ ﺑﺎﺵ یه ﺳﮕﺎ ﮔﺮﻓﺘﻢ
ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﻫﻢ ﻧﺒﺮﺩﻡ ﭘﺴﺶ ﺑﺪﻡ
ﻧﻤﻴﺨﺮﻳﺪﻥ ﺑﺮﺍﻡ ﺧﺐ
ﻣﺠﺒﻮﺭ ﺷﺪﻡ ﻣﻴﻔﻬﻤﻴﻦ ﻣﺠﺒﻮﻭﻭررر

261

خاطرات خنده دار سری ۲

۱۲ام شهریور ۱۳۹۳

خاطرات خنده دار

آقا این پسرخاله ی ما سمپاد قبول شده
بعد خواستم باهاش شوخی کنم بهش گفتم: میدونی سمپاد مخفف چیه؟
یه عالمه فکر کرد بعد گفت نه نمیدونم
بهش گفتم: واقعا نمیدونی؟ من میدونم
ازم پرسید: مخفف چیه؟
بهش گفتم: مخفف سازمان مراقبت و پرستاری از دیوانگان
بدبخت بعد از حرفم ترک تحصیل کرد


خاطرات خنده دار سری ۲
khaterate khandedar


یه مردی می گفت از وقتی زنم فهمیده تو بهشت حوری و پری زیاده
حتی نمیذاره نماز بخونم, میگه تو باید بری جهنم


خاطرات خنده دار جدید
khaterate khandedar


یه روز سر کلاس دبیرمون خواست یه مثال بزنه که درسو بفهمیم
گفت فرض کنین ساعت ۱۲ ظهره و سفره رو انداختین که ناهار بخورین
یهو زنگ درو میزنن، حالا چیکار میکنین؟
یهو یکی از بچه گفت چراغارو خاموش میکنیم تا فک کنن کسی نیست خخخخ
خودتون دیگه قیافه معلم و بچه ها رو تصور کنین خخخخ

142

خاطرات خنده دار سری ۱

۲۸ام مرداد ۱۳۹۳

خاطرات خنده دار

توی یکی از این سایتای اندرویدی یه آقا پسری کامنت گذاشته بود:
”یه سوال داشتم،نرم افزار ترازو دیجیتال برای اندروید وجود دارد آیا؟
اگه هست میشه لینک دانلود رو به ایمیلم بفرستید ممنون”
لامصب میخواسته بره رو تبلت خودشو وزن کنه… خخخ


خاطرات خنده دار جدید
khaterate khandedar


سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها
بچه صاحبخونه گفت: عمو ما میدونستیم شما میاین خونمون
گفتم: عزیزم از کجا می دونستین؟
جواب داد: مامانم چای آورد تفاله چایی اومده بود روی استکان بابام
بابام گفت الان یه خری میاد خونمون


خاطرات خنده دار ۹۳
khaterate khandedar


عاقا ما با خانواده رفته بودیم رستوران،نشسته بودیم غذا میخوردیم که یهو دیدم خانم میز بغلی پاشد لیوان های مارو برداشت و رفت نشست سر جاش و نشست به نوشابه خوردن
ما:o0
لیوان:@@
داداشم از ترس دوغو برداشت گذاشت اونور یهو نیاد برداره
اصن یه وضعی :)